جلال الدين الرومي

271

فيه ما فيه ( فارسى )

مواضعى كه در مثنوى راجع به جذب و كشش سخن گفته است در اينجا ذكر مىكنيم ، ص 23 س 26 ، ص 106 س 22 ، ص 149 س 15 ، ص 308 س 29 ، ص 309 س 310 ، ص 314 س 25 ، ص 358 س 26 ، ص 366 س 28 ، ص 394 س 14 ، ص 555 س 13 ، ص 631 س 6 . ( 21 ) س 7 ، دربارهء معجزه و تأثير آن در مؤمن از باب جنسيّت او با نبى مولانا در مثنوى چنين مىفرمايد ( ص 185 ) : در دل هر امّتى كز حق مزه است * روى و آواز پيمبر معجزه است چون پيمبر از برون بانگى زند * جان امّت در درون سجده كند و در موضع ديگر فرمايد ( ص 580 ) : موجب ايمان نباشد معجزات * بوى جنسيّت كند جذب صفات معجزات از بهر قهر دشمن است * بوى جنسيّت سوى دل بردنست قهر گردد دشمن امّا دوست نى * دوست كى گردد ببسته گردنى ( 22 ) س 17 ، تتماج : به ضم اوّل لفظى است تركى و آن نوعى از آش خمير است كه با دوغ يا كشك سازند و گفتهء مولانا در مثنوى : نه چنان بازيست كو از شه گريخت * سوى آن كمپير كو مىآرد بيخت تا كه تتماجى پزد اولاد را * ديد آن باز خوش خوش‌زاد را اين معنى را تأييد مىكند و مؤلّف انجمن‌آراى ناصرى گويد آشى است كه از سماق پزند و اين بيت بسحق اطعمه را شاهد مىآورد : نام تتماج بر زبان راندم * ماست را آب در دهان آمد امد بن منوچهر شست كله از شعراء قرن ششم قصيده‌يى در وصف تتماج گفته است كه به قصيدهء تتماجيه شهرت دارد و تا حدّى طرز ساختن آن را روشن مىسازد و مطلعش اين است : چون رايت صبح شد درفشان * شد خيل ستارگان پريشان و اين قصيده در مونس الاحرار نسخه عكسى متعلّق به كتابخانه ملّى توان يافت و در ديوان خاقانى چاپ هند نيز به وى نسبت داده‌اند .